متن دلخواه شما
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
 
 
ساعت : ٧:۱٦ ‎ق.ظ
نویسنده : معین محمدی
نظرات

بهترین معلم دنیا مادر ... پاک ترین فرد دنیا زن سلام علیکم

 

              حمد و سپاس بیکران خداوند یکتا را  که به ما هستی بخشید و ما را از نعمت اسلام وایمان برخوردار ساخت ، درود  بی پایان بر سلسه بزرگ انبیاء  بوی‍‍ژه آخرین ایشان حضرت ختمی مرتبت حضرت محمد مصطفی (ص) ، سلام و صلوات بر پیشوایان راستین اسلام علی الخصوص قائم آل محمد (ص) حضرت حجت ابن الحسن العسکری (عج) ، و سلام بر بنیانگزار نظام مقدس جمهوری اسلامی حضرت امام راحل (ره) وتقدیم  شایسته ترین تحیّات محضر مقام عظمای ولایت " نایب امام زمان (عج) حضرت ایت الله خامنه ای ( دامه ظله ) زنده وجاوید باد یاد شهدا ی گرانقدر اسلام که با نثار خون خود  موجب سرافراز ی انسانها در بین مخلوقات عالم هستی شدند ، که امروز هر چه هست به برکت خون آن انسانهای آسمانی است . 

مقاله زن و مسائل اجتماعی در جامعه ایران تقدیم حضور می گردد .

    در این مقاله سعی بر این شده است زن در قبل اسلام و پس از آن در جامعه ایرانی مورد  بحث قرار گیرد . که ابتدا وضعیت و جایگاه آن را قبل از اسلام  مورد بررسی قرار می د هم .

 

    در ایران باستان همیشه مقام زن و مرد برابر و در کنار هم ذکرشده است ، حتی گروهی از ایزدان مانند آناهیتا زن هستند و در میان امشاسپندان ، امرداد و خرداد و سپندارمذ ، که صفات اهورا مزدا است زن میباشند و آنچه در اوستا آمده است همه نشانه ای از همسنگی زن و مرد است ، در فروردین یشت چنین آورده شده : اینک فروهر همه مردان و زنان پاک را می ستائیم آنان که روان هایشان در خور ستایش و فروهر هایشان شایسته است اینک فروهر همه مردان و زنان پاکدین را می ستائیم .

برای خواندن بقیه مطالب به ادامه مطلب بروید


     در زمان شاهنشاهی هخامنشیان ، براساس لوح های گلی تخت جمشید زنان هم دوش مردان در ساختن کاخ های شاهان هخامنشی دست داشتند و دستمزد برابر دریافت می نمودند ، پیشه بیشتر زنان در دوره هخامنشیان صیقل دادن نهائی سنگ نگاره ها و همچنین دوخت و دوز و خیاطی بوده است . بنابراین در شاهنشاهی بزرگ هخامنشی با برابری و تساوی حقوق زنان با مردان سر و کار داریم.

     باید خاطرنشان کرد که زنان در زمان بارداری و با بدنیا آوردن کودکی برای مدتی از کار معاف میشدند  اما از حداقل حقوق برای گذران زندگی برخوردار می گشتند و علاوه بر آن اضافه حقوقی بصورت مواد مصرفی ضروری زندگی دریافت می نمودند ،  همچنین در گل نوشته های تخت جمشید شاهد آن هستیم که در کارگاههای خیاطی ، زنان بعنوان سرپرست و مدیر بودند و گاه مردان زیردست زنان قرار می گرفتند .

      اما زنان خاندان شاهی از موقعیت دیگری برخوردار بودند ، آنان می توانستند به املاک بزرگ سرکشی کنند و کارگاه های عظیم را با همه کارکنانش اداره و مدیریت می کردند و درآمدهای بسیار زیاد داشتند ، اما باید خاطرنشان کرد که حسابرسی و دیوان سالاری هخامنشی حتی برای ملکه هم استثنا قائل نمی شد و محاسبه درآمد و مخارج از وی مطالبه می کرد .

      در یکی از گل نوشته ها ( لوح های گلی ) رئیس تشریفات دربار داریوش بزرگ دستور تحویل 100 گوسفند را به ملکه صادر می کند تا درجشن بزرگ تخت جمشید که 2000 مهمان دعوت شده بودند ، بکار روند .                                                                                                                                                                                                                                   در یکی از مهرهای بدست آمده از تخت جمشید زنی بلند پایه در صندلی تخت مانندی نشسته و پاهایش را روی چهار پایه ای گذارده و گل نیلوفری در دست دارد و تاجی برسرنهاده که چادری روی آن انداخته شده است و به تقلید از مجلس شاه ، ندیمه ای در برابر او ایستاده و عود سوزی در آن دیده   می شود . این مهر یکی از زنان ثروتمند دربار  هخامنشی است که نقش مهمی در مدیریت جامعه داشته است و دستورات خود را به این مهر منقوش می کرده است.

       بنابراین با کمک گل نوشته های تخت جمشید تصویری کاملا  نو از زنان و ملکه های هخامنشی بدست می آوریم که بر خلاف ادعای نویسندگان یونانی ، که آنها را عروسکهایی محبوس در حرم سراها می دانستند ، نه تنها  همدوش مردان در آئین های مذهبی شرکت می کردند ، بلکه در صحنه زندگی و در اداره امور کشور هم نقش و شخصیت مستقل خویش را حفظ می کردند . بررسی دقیق  لوح های دیوانی تخت جمشید نشان می دهد، که زن در دوران فرمانروائی هخامنشیان بویژه در زمان شاهنشاهی داریوش بزرگ از چنان مقامی برخوردار بودند که در میان همه خلق های جهان باستان نظیر نداشت .

 

         زن در جهان بینی اسلامی از مقام و جایگاه حقیقی خود که مرتبه ای رفیع محسوب می شود ، برخوردار است . بدون تردید یکی از امتیازات اسلام که آن را به بهترین نسخه ی زندگی بشر مبدّل ساخته ، رویکرد آن به جایگاه واقعی زن است .  برخلاف بسیاری از مکتب ها که نظریات تحقیر آمیزی نسبت به زن داشته و آن را جنس پست تر معرفی می کنند ، نگاه اسلام به زن با آنچه در چهارده  قرن پیش می گذشته و یا حتی با آنچه در جهان امروز نیز می گذرد ، متفاوت است  . به عنوان مثال ، حتی دنیای مدرن امروز نیز نتوانسته تا جایگاه زن در جامعه را به درستی تبیین کند . لذا ویل دورانت فیلسوف و نویسنده معروف تاریخ تمدن   می گوید:" اگر فرض کنیم در سال 2000 مسیحی هستیم  و بخواهیم بدانیم که بزرگترین حادثه ربع اول قرن بیستم چه بوده است ، متوجه خواهیم  شد که این حادثه ، جنگ و یا انقلاب روسیه نبوده است ، بلکه همانا دگرگونی وضع زنان می باشد . تاریخ چنین تغییر تکان دهنده ای را آن هم در مدتی به  این کوتاهی ، کمتر به خویش دیده است ؛ خانه مقدس که پایه نظم اجتماعی ما بود ، شیوه زناشوئی که مانع شهوترانی و ناپایداری وضع انسان بود ، قانون اخلاقی  پیچیده ای که ما را از توحش ، به تمدن و آداب معاشرت رسانده بود ، همه  آشکارا در این انتقال پرآشوبی که همه رسوم و اشکال زندگی و تفکر ما را فرا گرفته است ، گرفتار گشته اند. "

      از همین رو اکنون نیز از بهم خوردن نظم خانوادگی و سست شدن پایه ازدواج ، از شانه خالی کردن  جوانان در خصوص قبول مسئولیت ازدواج ، از منفور شدن مادری ، از کاهش علاقه  پدر  و  مادر و بالاخص علاقه مادر نسبت به فرزندان ، از ابتذال زن در دنیای  امروز و جانشین شدن هوسهای سطحی به جای عشق ، از آمار رو به افزایش طلاق ، از زیادی سرسام آور فرزندان نامشروع ، از نادر شدن وحدت و صمیمیت میان زوجین و ...  فریاد متفکران غربی بیش از پیش به گوش می رسد .

     اما دین اسلام و کتاب آسمانی آن ، نگاهی متفاوت در این خصوص دارند . در روزگاری که زن مایه بدبختی و شایسته ی زنده به گور شدن تلقی می شد ، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) دست دخترش را می بوسید و قرآن زن را مایه آرامش و سکون دل معرفی می کرد . در قرآن از آنچه در بعضی از کتب مذهبی آمده که زن از مایه ای پست تر از مایه ی مرد آفریده شده و جنبه ی طفیلی دارد ، خبری نیست . ضمن اینکه قرآن کریم با این اندیشه ی رایج در ادبیات جهان که زن "عنصر گناه" یا "شیطان کوچک" است یا "در هر گناه و جنایتی زنی دخالت دارد"، به شدت مخالفت می کند . از سوی دیگر، برخلاف بیشتر فرهنگ ها که سهم زن را در تولید فرزند ناچیز می دانند.

           و مقام او را تا حد یک ظرف جهت نگهداری از نطفه تنزل میدهند ، کتاب آسمانی اسلام ضمن آیاتی که می گوید شما را از مرد و زنی آفریدیم (1)و آیاتی که در تفاسیر توضیح داده شده ، به این طرز تفکر خاتمه داده است . قرآن کریم همچنین این ادعای واهی را که زنان قابلیت رسیدن به بهشت یا مقامات معنوی را ندارند ، با یادآوری نمونه هایی از زنان وارسته رد   می کند . قرآن صراحتا قرب الهی را نه به جنسیت که به ایمان و اعمال منوط کرده است.(3) این کتاب در کنار هر مرد بزرگ و قدّیسی ، از زن قدّیسه ای یاد می کند . از همسران آدم و ابراهیم و مادران موسی و عیسی تجلیل کرده و در کنار مذمت همسران نوح و لوط ، از آسیه (زن فرعون) که زنی مؤمنه بود ، غافل نشده است .(4) این حاکی از آن است که اسلام برای اثبات نظریه های متعالی اش در مورد ارزش جایگاه زن ، درصدد معرفی نمونه های بیرونی آن برآمده و اقدام به ارائه ی الگوهای موفق نموده است .

    اسلام ، زن را مانند مرد  برخوردار از روح کامل انسانى و اراده و اختیار مى‏داند و  او  را  در  مسیر تکامل که هدف خلقت است مى‏بیند و هر دو را در یک ردیف قرار داده و با خطاب یا ایّها النّاس و یا ایّها الّذین آمنوا مخاطب ساخته است قرآن با این خطابش زن را که در قعر ذلّت و پستى بود و از هرگونه حقوق فردى و اجتماعى خویش محروم بود ، و به عنوان یک موجود ناقص که فاقد روح و اراده و اختیار باشد معرّفى شد بود ، به اوج عزّت و سرافرازى صعود داد و تاج افتخار کرّمنا بنى آدم را بر فرق او نهاد و او را هم‏ردیف با مردانسان و خلیفة اللّه فى الارض نامید.

      قرآن با این بیان بر تمام عقائد و باورهاى جاهلى و ادیان تحریف شده که زن را موجود وابسته و غیر مستقل و در مرتبه پایین‏تر از مرد و طفیلى آن مى‏دانستند بى‏اعتبار نموده و بر همه آنها خط بطلان کشید. در قرآن کریم، بر خلاف سایر ادیان و عقاید و باورهاى حاکم بر جامعه آن روز، زن در بسیار از مسایل و کارها مساوى و همطراز با مرد ذکر شده است؛ گرچه در بعض چیزها بین این دو به حسب ظاهر تفاوت احساس مى‏شود، مانند سهم ارث و یا واگذارى مسئولیت خانواده به عهده مرد و امثال اینها، ولى این‏گونه تفاوت‏ها ارتباط با موقعیت اجتماعى و شرایط طبیعى آنها دارد و هیچ گونه فرقى از نظر جنبه‏هاى انسانى و مقامات معنوى میان زن و مرد در برنامه‏هاى اسلام وجود ندارد و هر دو مساوى و برابر هستند، و این تساوى حداقل در سه زمینه مختلف قابل بحث و بررسى است.

 

      اگر بخواهیم نظر قرآن و خطابات قانونى او را درباره خلقت زن بدانیم لازم است ابتدا به سرشت زن و مرد که در سایر کتاب‏هاى مذهبى مطرح شده توجّه کنیم، و نیز با عقاید و باورهاى مردم آن زمان لااقل با عقیده مردم شبه جزیره عربستان که قرآن در آن‏جا نازل گردیده نسبت به این موضوع آشنایى پیدا کنیم تا به خوبى و روشنى بیان قرآن در این باره معلوم بشود.
     از کتاب‏هاى مذهبى که امروز در دسترس مى‏باشد و پیروان قابل توجّه هم در دنیا دارد تورات و انجیل است. زن در این دو کتاب از نظر خلقت و آفرینش مانند جهات دیگر، در مرحله پایین‏تر و جنس پست‏تر از مرد معرّفى شده تبعى و طفیلى آن ذکر گردیده است.
در تورات در سفر پیدایش باب دوم آیه 76 آمده است:
خداوند، آدم را از خاک سرشت و در بینى وى روحى حیات دمید و آدم نفس زنده شد.
در آیات 21تا 24 همین باب درباره خلقت حوّا آمده است:
       پس از آن‏که خداوند خواب را بر آدم مستولى کرد یکى از دنده‏هایش را گرفت زنى بنا کرد و نزد آدم آورد، و آدم گفت این است استخوانى از استخوان‏هایم و گوشتى از گوشتم، از این‏رو، نساء نامیده شد؛ زیرا از انسان گرفته شده است.)1(

         در اناجل هم قصّه آدم و حوّا آمده است. در انجیل برنا، در فصل 39، آیات 30 ـ 32، مثل همین داستان که در تورات آمده ذکر شده است: پس چون خدا انسان را تنها دید فرمود خوش نیست این‏که تنها باشد پس از این‏رو او را به خواب کرد و گرفت دنده را از سوى دل و آن‏جا را از گوشت پر کرد و از آن دنده حوا را آفرید و زن براى آدمگردانید.(2)    قرآن کریم عارى از داستان‏هایى است که در تورات و انجیل براى تحقیر زنان جعل گردیده‏اند، و در آن کوچک‏ترین اشاره نشده که ارزش اوّلین زنى که خداوند خلق فرمود کمتر از اوّلین مرد بوده یا این‏که زن از یکى دنده‏هاى مرد به وجود آمده یا زن در خلفت تبعى و طفیلى مرد است. برعکس، قرآن در محیطى که براى زن هیچ‏گونه استقلال در زندگى قائل نبود، و هیچ‏گونه حق و حقوقى براى او مى‏دید، حرمت و شرافتى براى او جُز حرمت و شرافت خانواده نمى‏شناخت و دختران را زنده به گور مى‏کردند و در چنین محیط با بیان رسا و منطق محکم اعلام مى‏دارد زن از نظر خلقت مانند مرد فرد از افراد انسان است که در ماده و عنصر پیدایشش دو نفر انسان نر و ماده شرکت و دخالت داشته و هیچ‏یک از این دو بر دیگرى ترجیح و برترى ندارد،

      و در نتیجه، تمام افراد بشر چه زن باشد یا مرد امثال یکدیگرند و اگر ترجیح و برترى هم باشد در اصل خلقت آنها نیست بلکه به واسطه کسب فضائل اخلاقى و کمالات نفسانى است که آنها بدست آورده است .

چون:    الف) زن و مرد از یک پدر و مادر بوجود آمده است.
یا ایّها النّاس انّا خلقناکم من ذکرٍ و انثى و جعلنا شعوباً و قبائلاً لتعاوفوا انّ اکرمکُم عند اللّه اتقاکم.»(3)

ب) زن و مرد از نفس واحده خلق شده است.
«
یا ایّها النّاس اتّقوا ربّکُم الّذى خلقکم من نفس واحدة و خلق منها زوجها(4)هو  الّذى خلقکم من نفس واحدة و جعل منها زوجها...»(5)
ج) زن آدم از جنس آدم آفریده شده است.
چنان که در ذیل دو آیه مبارکه آمده «و خلق منها زوجها» «و جعل منها زوجها»
د) زن و مرد مکمّل یکدیگرند.
«
هُنّ لباس لکم و انتم لباس لهنّ.»(6)
خروج آدم از بهشت دلیل بر پستى زن نمى‏شود.
     در داستان آدم در تورات و انجیل آمده که حوّا در باغ عدن موجب فریب و گمراهى آدم شد و آدم از فرمان خداوند سرپیچى نماید و از آن درخت ممنوعه بخورد، در تورات در سفر پیدایش باب 3 آیه 6 پس از آنکه شیطان حوّا را فریب داد که از آن درخت بخورد آمده
...
چون زن دید آن درخت براى خوراک نیکو... پس از میوه‏اش گرفت و بخورد و به شوهر خود نیز داد.
در آیه 12 همان باب پس از آن‏که خداوند به آدم فرمود من ترا از خوردن آن درخت نهى کردم چرا از آن خوردى؟، دارد
آدم گفت: این زن که قرین من ساختى از میوه آن درخت به من داد و من خوردم(7).
در انجیل برنابا فصل 40 آیات 26 و 27 دارد پس از آن‏که شیطان حوّا را فریب داد که از آن درخت ممنوعه بخورد.
حوّا گرفت از آن ثمره‏ها خورد وقتى همسرش آدم بدار شُد از آن به او هم داد و آن هم بخورد.(8)
         شارحان کتابهاى مقدّس و ارباب کلیسا از این آیات این‏طور استفاده مى‏کنند که زن موجب بدبختى نوع بشر گردید و گرنه آدمیان همیشه در بهشت مى‏بودند و از این‏رو با  نظر نفرت به او نگاه مى‏کنند.(9)کشیش توتولیان این احساس عمومى را در کتابش نشان داد و زنان را به عنوان دروازه شیطان، شکننده مهر شجره ممنوعه، ترک کننده شریعت الهى و نابود کننده تصویر خدا یعنى انسان توصیف کرد.(10)
       قرآن کریم، آدم و حوّا را به یک چشم نگاه مى‏کند و از هر دوى آنها به یک لحن سخن مى‏گوید و هر دو را به طور یکسان در سرپیچى از حکم خداوند مقصّر بداند، نه این‏که تمام گناه را بگردن حوّا بیندازد، کاسه و کوزه‏ها را سر او بشکند، و لذا هر دو از نزدیک شدن به درخت ممنوعه نهى شدند.
«
و لاتقربا هذه الشجرة فتکونا من الظالمین.»(11)
و هر دو را شیطان وسوسه نمود: «فوسوس لهما الشیطان»(12)
هر دو مورد توبیخ خداوند قرار گرفت: «و ناداهما ربّهما الم أنهکما عن تلکما الشجرة».
هر دو را شیطان گمراه کرد: «فَاَزَلَّهما الشیطان».(13)
«
و اقل لکما انّ الشیطان عدو مبین».(14)

      مجازات هر دوى آنها یعنى بیرون رانده شدن از بهشت مساوى بود: «فَاَخْرَجَهُما ممّا کانا فیه».(15)
هر دو توبه کردند: «قالا ربّنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفر لنا و ترحمنا لنکوننّ من الخاسرین».(16)
توبه هر دو پذیرفته شد: «فتاب علیه انّه هو التّواب الّرحیم».(17)

        پس نتیجه این مى‏شود که زن و مرد از نظر خلقت و آفرینش مساوى هم است و هیچ‏یک بر دیگرى ترجیح و برترى ندارد، و اگر برترى باشد به واسطه علم و کمالات نفسانى و فضائل اخلاقى است که خارج از سرشت و خلقت آنها مى‏باشد

     یکى دیگر از نظریات تحقیرآمیز نسبت به زن در فرهنگ جاهلى و ادیان تحریف شده این بود که زن از جهت توانایى‏هاى معنوى و روحانى، ضعیف است و نمى‏تواند به مراتب عالى معنوى راه یابد و به مقام قرب الهى آن‏طور که مردان مى‏رسد برسد،

   قرآن کریم در آیات فراوانى تصریح کرده است که پاداش اخروى و قرب الهى به جنسیت مربوط نیست، به ایمان و عمل مربوط است، خواه از طرف زن باشد و یا از طرف مرد. به تعبیر شهید مطهرى، اسلام در سیر من الخلق الى الحق و حرکت به سوى خدا هیچ تفاوتى میان زن و مرد قائل نیست و تفاوتى که اسلام قائل است در سیر من الحق الى الحق است، در بازگشت از حق به سوى مردم و تحمّل مسئولیت پیغامبرى است که مرد را بر این کار مناسب دانسته است.(18)
قرآن همان اوصاف ده‏گانه که براى مرد ذکر مى‏کند، براى زن هم ذکر مى‏کند و هیچ فرق بین آنها نمى‏گذارد:

«
انّ المسلمین و المسلمات و المؤمنین و المؤمنات و القانتین و القانتات و الصّادقین و الصّادقات و الصّابرین و الصّابرات و الخاشعین و الخاشعات و المتصدّقین و المتصّدقات و الصّائمین و الصّائمات و الحافظین فروجهم و الحافظات و الذّاکرین اللّه کثیراً و الذّاکرات اعد اللّه لهم مغفرة و اجراً عظیماً»(19)
وعده برخوردار شدن از حیات طیّبه به هر دو جنس داده است.
«
مَنْ عمل صالحاً من ذکرٍ و انثى و هو مؤمن فلنحیینّه حیواةٍ طیّبة و لنجزینّهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون».(20)وعده دخول در بهشت به هر دو صنف داده است:
«
و من عمل صالحاً من ذکرٍ و انثى و هو مؤمن فاولئک یدخلون الجنّة»(21)
وعده برخوردارى از نعم الهى در بهشت به هر دو طائفه داده است.
«
وعد اللّه المؤمنین و المؤمنات جنّاتٍ تجرى من تحتها الانهار خالدین فیها».(22)
وعده رزق به حساب به هر دو طائفه داده است:
«
و مَنْ عمل صالحاً من ذکرٍ و انثى و هو مؤمن فاولئک یدخلون الجنّة و یرزقون بغیر حساب».(23)
انجام عمل صالح را براى هر دو جنس ممکن مى‏داند.
«
مَنْ عمل صالحاً من ذکرٍ و انثى».

     قرآن کریم همان‏گونه که زنان را مانند مردان انسان و موجود برتر عالم خلقت و داراى اراده و اختیار مى‏داند و برایش شخصیت حقوقى قائل است، همان‏طور هم آنان را به طور یکسان مسئول اعمال و کردار خودش مى‏داند، و اگر کار خوب و نیکوى انجام داد برایش ثواب و پاداش برابر با ثواب و پاداش مردان، و اگر گناهى مرتکب شد مجازاتى برابر با مجازات مردان در انتظارشان خواهد بود، نه کمتر و نه بیشتر، و لذا قرآن مى‏فرماید کسى عمل صالح انجام بدهد «مرد باشد یا زن» آن مؤمن است.

الف) دخول در بهشت را پاداش مى‏دهد.
«
و مَنْ عمل صالحاً من ذکرٍ و انثى و هو مؤمن فاولئک یدخلون الجنّة».(24)

ب) رزق بی حساب را پاداش مى‏دهد.
«
و مَنْ عمل صالحاً مِنْ ذکرٍ و انثى و هو مؤمِنُ فاُولئِک یدخلون الجنّة و یرزقون بغیر حساب».(25)
ج) حیواة طیّبه را پاداش مى‏دهد.
«
مَنْ عمل صالحاً من ذکرٍ و انثى و هو مؤمن فلنحیینّه حیواةً طیّبة و لنجزینّهم اجرهم باَحْسَنِ ما کانو یعملون».(26)
در نقطه مقابل، اگر کسى عمل سیّئه انجام بدهد و گناهى را مرتکب بشود کیفر و عقاب مى‏شود؛ مرد باشد یا زن:
«
و السّارق و السّارقة فاقطعوا ایدیهما جزاءً بما کسبا نکالاً من اللّه و اللّه عزیز حکیم.(27)الزّانیة و الزّانى فاجلد و اکّل واحدٍ فهما مأة جلدة...»(28)
نتیجه این مى‏شود زن در تحصیل اعمال حسنه مستحق ثواب و در ارتکاب اعمال سیّئه مستحق عقاب مى‏شود و در این جهت هم فرق با مرد ندارد.

       قرآن کریم در عین این‏که زن و مرد را بدیده یکسان مى‏نگرد، به هیچ وجه نمى‏گوید که این دو جنس از لحاظ نیرو و استعداد و توانایى‏ها کاملاً مشابه و همانند یکدیگرند. تساوى زن و مرد از نظر تواناییها و استعدادها، از جمله اشتباهات رایج و فسادانگیز عصر ما، به ویژه در جامعه غربى است که برابرى زن و مرد را به طور مطلق انگاشته و حتّى در زمینه فعالیت‏ها و نقش‏هاى اجتماعى نیز تفاوت میان آن دو قائل نمى‏شود.
          این ایده باعث شده که جامعه غرب به یک جامعه تک جنسى مبدّل گردد، تا بدانجا که زنان عملاً از زن بودن خود احساس تنفّر کرده و به تقلید از مردان بپردازند و تلاش مى‏کنند که همگام با مردان نقش‏هایى را در جامعه عهده‏دار شوند که پول و قدرت بیش‏تر در آنها نهفته است. این نظریه باعث شده که زنان به کلّى وظایف اصلى خویش را فراموش کرده و در سازمان‏هاى دولتى و یا تجارى به رقابت با مردان برخیزند.
       جامعه‏اى که بر اساس قرآن بنا مى‏شود، جامعه‏اى دو جنسى است که در آن هر یک از دو جنس زن و مرد به وظایف خاص خویش مى‏پردازند، و در این تقسیم کار، مسئولیت اداره امور اقتصادى جامعه، بیش‏تر بر دوش مردان و اداره خانه، پرورش و تربیت فرزندان که در اسلام از اهمیت ویژه برخوردار مى‏باشد، بیش‏تر بر دوش زنان قرار دارد، و تنها در این صورت است که سلامت و رفاه اجتماعى تأمین خواهد شد. و قرآن کریم در این زمینه اشاره دارد:
«  
و الوالداتُ یرفعن اولادهنّ حولین کاملین لمَنْ اراد ان یتمّ الرّضاعة و على المولود له رزقهنّ و کسوتهنّ با المعروف لاتکلّف نفسٌ الّا وُسعها لاتضارّ والدةٍ بولدها و لامولودٌ له بولده...»(29)
نیز مى‏فرماید: «الرّجال قوّامون على النّسآء بما فضّل اللّه بعضهم على بعضٍ و بما انفقوا من اموالهم فاالصّالحاتُ قانتاتٌ حافظات للغیب بما حفظ اللّه».(30)

       امروز در دنیاى غرب بسیار از زنان از شعارهاى آزادى و برابرى فیمینیستى بیزارى مى‏جویند. یک خانم روزنامه‏نگار آمریکایى که از طرفداران حقوق زن در این زمینه است، کتابى منتشر کرده و شرح حال خود را به رشته تحریر درآورده، مى‏نویسد:
«  
زنان آمریکایى با اشتغال در خارج از خانه و رقابت بى‏فائده با مردان، بزرگ‏ترین محبّت زندگى یعنى مادر شدن را از دست داده‏اند».
او به زنان جهان توصیه مى‏کند:
«
اگر مى‏خواهید خانواده داشته و مادر باشید، به خود بپردازید».
رادیو دولتى انگلستان با عنوان «دین اسلام سریع‏ترین رشد را در انگلستان داشته است»، گزارشى دارد که قسمتى از آن چنین است:

          بر اساس آمارگیرى روزنامه تایمز، تعداد تازه مسلمانان انگلیس رقمى در حدود 20 هزار نفر است که اکثریت آنان را زنان انگلیسى تشکیل مى‏دهند. در میان تازه مسلمانان آمریکایى نیز بیش از 80% زن دیده مى‏شود. به گفته زنان انگلیسى تازه مسلمان، ارزش‏هاى اسلامى عمیقاً آنان را جذب کرده است.(31)  گریز زنان از تمدّن غرب و پناه گرفتن آنان به اسلام، نمایان‏گر این واقعیت است که امروزه براى انسانهاى خردورز و آرمان‏خواه از مرد و زن، فمینیزم غرب جلوه و جاذبه‏اى ندارد.

پایان

 

 

منابع :

1. کتاب مقدّس چاپ لندن 
2.
انجیل برنابا، ترجمه حیدر قلیخان قزلباش، معروف به سردار کابلى، مطبعه سعادت کرمانشاه.
3.
حجرات آیه 13.4  . نسآء آیه 15.   اعراف آیه 1896 . بقره آیه 187.
7.
تورات، چاپ لندن.
8.
انجیل برنابا، ترجمه سردار کابلى.
9.
حقوق زن در ادوار و ادیان، حسام نقیبائى، چاپ اختر شمال، ص 32.
10.
روح اسلام، امیرعلى، ترجمه ایرج رزّاقى و محمد مهدى حیدر پور، انتشارات آستان قدس رضوى.
11.
سوره بقره، آیه 35.12   . سوره اعراف، آیه 20.
13.
سوره بقره، آیه 36.14   . سوره اعراف، آیه 22.
15.
سوره بقره، آیه 36   .16. سوره اعراف، آیه 23.
17.
سوره بقره.
18.
نظام حقوق زن در اسلام، مرتضىمطهرى، انتشارات صدرا، ص 116.
19.
سوره احزاب، آیه 35.20  . سوره نمل، آیه 9721.    سوره غافر، آیه 40.
22.
سوره توبه، آیه 72.
23.
سوره مؤمن، آیه 40.
 24.
سوره غافر، آیه 40.
25.
سوره مؤمن، آیه 40.26.    سوره نمل، آیه 27.  97. سوره مائده، آیه 38.28   . سوره نور، آیه 2.
29.
سوره بقره، آیه 233.
30.
سوره نسآء، آیه 34.
31.
فصلنامه پژوهشهاى قرآنى، شماره 28 ـ 27، ص 59.

و- از زبان داریوش : خانم پروفسور هایدماری کخ - زن در ایران باستان : هدایت ا... علوی -نظام حقوق زن در اسلام: استاد شهید مرتضی مطهری


:: برچسب‌ها: زن, مادر, دختر, جدید - new